قصه های مجید
سفرنامه شیراز: دایی مجید در شیراز زندگی می کند . نامه ای از دایی می رسدو مجید هوای سفر به سرش می زند. با کلی التماس بی بی به او اجازه سفر می دهد. سفری که آخر آن بسیار تلخ شده و مجید از شیراز فقط چند خیابان مسیر خانه دایی را می بیند...
عکس
قصه های مجید
سفرنامه شیراز: دایی مجید در شیراز زندگی می کند . نامه ای از دایی می رسدو مجید هوای سفر به سرش می زند. با کلی التماس بی بی به او اجازه سفر می دهد. سفری که آخر آن بسیار تلخ شده و مجید از شیراز فقط چند خیابان مسیر خانه دایی را می بیند...
عکس
قصه های مجید
سفرنامه شیراز: دایی مجید در شیراز زندگی می کند . نامه ای از دایی می رسدو مجید هوای سفر به سرش می زند. با کلی التماس بی بی به او اجازه سفر می دهد. سفری که آخر آن بسیار تلخ شده و مجید از شیراز فقط چند خیابان مسیر خانه دایی را می بیند...
عکس
قصه های مجید
شرم: مجید عشق فیلم ساختن شده ودر حال ساخت فیلم کوتاهی است . یه مقدار پول پسنداز کرده که نگاتیو حساسیت بالا بخره. بطور اتفاقی یکی از دوستان خانوادگیشون را می بینه و او ازش میخاد که یه فرش را برسونه دم خونش .بایت کرایه بار 100 تومان به بار کش بازار میده چون کسی تو خونه نیست و بارکش هم سروصدا راه انداخته که پول منو بده...
عکس
قصه های مجید
خواب نما : مجید از روی شیطنت خوابی دروغین برای بی بی تعریف میکند که خواب دیدم شما را مشت حسن (باغبانی که تازه مرده است) برده. بی بی میترسد وحالش بد میشود . مجید هر چه سعی می کند بگوید دروغ گفتم فایده ای ندارد...
عکس
قصه های مجید
نان و شعر: آخرین قصه مجید که ساخته شد نان وشعر بود. مجید در نانوایی کار میکردواز هر فرصتی که پیدا می کرد برای کتاب خواندن و شعر سرودن استفاده می کرد. اتفاقی یک کتاب پاره در جوی آب پیدا میکنه واز داستان اون خوشش میاد ولی مشکل اینجاست که کتاب ناقصه. مجید تصمیم می گیره هر جور هست کتاب کامل را پیدا کنه و بخونه...
عکس
